|
دو گروه از مردم هستند که اگر فاسد شوند مردم هم فاسد می شوند و اگر اصلاح شوند همه مردم اصلاح میشوند
دانشمندان و حاکمان
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 11:24  توسط مرتضی مقدم
|
باز امروز حلاوت باز يافته درد عشق ، عشق گمشده اي كه سالها مرا از كوير آغشته به عطر خون و سجاده به بيكران آسمان ميبرد ، آنجا كه فرشته هاي آسمان در عظمتش سجده زدند و به پاي خون بارش كويري خاكريز دل ميدادند به دل نماز شهيد كه گزار بود و عبور از درون روح خدا و اين يادگاري زيبا گويي به مرز قلب رسيده چون هر از گاهي قلبم را به عطر ادمسه عطر آگين مي كند شايد كه گزاري باشد از ناپاكي تا قلبي تطهير شود چونان كه مشتاق رفتن ، بسان شهيد با يادگاري در تن
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 13:8  توسط مرتضی مقدم
|
ماهی همیشه تشنه ام در زلال لطف بیکران تو
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:35  توسط مرتضی مقدم
|
انتظارم کشت آخر رحمتی
مردم از درد فراقت همتی
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 23:4  توسط مرتضی مقدم
|
گفتار اول روايت پيامبر اكرم نقل از كتاب مردان و زنان آخر الزمان
پيامبر اكرم به ياران خويش فرمود:شما در زماني هستيد كه اگر كسي يك دهم تكاليفش را ترك كند هلاك ميشود و زماني فرا ميرسد كه اگر كسي فقط يك دهم تكاليفش راانجام دهد نجات پيدا ميكند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 10:42  توسط مرتضی مقدم
|
خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است شاید این جمعه بیاید...شاید پرده از چهره گشاید...شاید دست افشان...پای کوبان می روم بر در سلطان خوبان می روم می روم بار دگر مستم کند بی سر و بی پا و بی دستم کند می روم کز خویشتن بیرون شوم در پی لیلا رخی مجنون شوم هر که نشناسد امام خویش را بر که بسپارد زمان خویش را با همه لحظه خوش آواییم در به در کوچه ی تنهاییم ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر نغمه ی تو از همه پر شور تر کاش که این فاصله را کم کنی محنت این قافله را کم کنی کاش که همسایه ی ما می شدی مایه ی آسایه ی ما می شدی هر که به دیدار تو نایل شود یک شبه حلال مسائل شود دوش مرا حال خوشی دست داد سینه ی ما را عطشی دست داد نام تو بردم لبم آتش گرفت شعله به دامان سیاوش گرفت نام تو آرامه ی جان من است نامه ی تو خط اوان من است ای نگهت خاست گه آفتاب در من ظلمت زده یک شب بتاب پرده برانداز ز چشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم ای نفست یارومدد کار ما کی و کجا وعده ی دیدار ما دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم کدام گوشه ی مشعر کدام کنج منا به شوق وصل تو در انتظار بنشینم ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد ببوسم خاک پاک جمکران را تجلی خانه ی پیغمبران را خبر آمد خبری در راه است سر خوش آن دل که ار آن آگاه است شاید این جمعه بیاید...شاید پرده از چهره گشاید... شاید
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 11:28  توسط مرتضی مقدم
|
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 14:23  توسط مرتضی مقدم
|
مهدويت، يعني منت والاي خداوند هستي بر مستضعفان زمين.
مهدويت، يعني جلوه ي تام و تمام رحمت، نعمت و حکمت رباني بر ابناي آدم. مهدويت، يعني افشاي راز سر به مهر سجده ملائک بر عزيزترين مخلوق خداوند. مهدويت، يعني تجلي حقيقت مقام خليفة اللهي انسان بر روي زمين. مهدويت، يعني پايان شب سرد و فسرده ظلمت و آغاز صبح راستين روشنايي. مهدويت، يعني بستر شکوفايي نهانترين استعدادهاي اهالي زمين و زمان. مهدويت، يعني سرآغاز رويش فصلي دوباره براي تجربه زيستني دوباره. مهدويت، يعني راه رفتن براي رسيدن. مهدويت يعني کشتي نجات بر ساحل رستگاري. مهدويت، يعني تنهاجاده منتهي به آرمان شهر نبوي. مهدويت، يعني جامه زيباي عدالت اولين امام بر بلنداي قامت آخرين امام. مهدويت، يعني اهتزاز پرچم سرخ شيعه بر بلنداي قله اسلام. مهدويت، يعني امتداد حماسه شکوهزاد عاشورا در کربلاي آخر الزمان. مهدويت، يعني حکومت يکپارچه عدل بر رفتار تمامي انسانها. مهدويت، يعني ميعادگاه تحقق تمامي آمالها و آرمانهاي بشري. مهدويت، يعني پايان قصه پرغصه رنج آدمي در دفتر تاريخ. مهدويت يعني، استيفاي حقوق حقه تمامي محرومان و ضعيف نگاه داشتگان زمين. مهدويت يعني مرگ تمامي رنجها، اندوه ها، ظلمت ها، ستمها، پليديها و زشتيها. و بالاخره ... مهدويت، يعني:کلمه توحيد که با ولايت امامي عادل تجلي خواهد يافت. لینک کتابخانه تخصصی مهدویت
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 14:2  توسط مرتضی مقدم
|
|
|